چراغ روشن شد و در نور چراغ، دستی به هوا رفت و روی دیوار سایه گرگ ساخت...
...
ادامه...
+
پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388 اثر : گ
|
"چه آسمان خوبيه..پر از جنگل...پر از ميله هاي پنبه اي ريز ريز كه توی دلش معلومه..."
اينها را رعنا گفت...
ادامه...
+
دوشنبه سی ام شهریور 1388 اثر : گ
|
بر پنج کاشی ریز، اثر استاد کمال الدین خویی قطره های خون پدیدار گشت ...
...
ادامه...
+
یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 اثر : گ
|
روی پا بند می شم... مشروب خونگی فقط حالمو بدتر میکنه... بیرون میزنم...به آسمون نمیرم... باید برم بمیرم وقتی عر میزنم که :
...
ادامه...
+
چهارشنبه هفدهم تیر 1388 اثر : گ
|